الشيخ علي المشكيني
310
تفسير روان (فارسى)
گرفته و نزد تو دراز كردهاند ؛ در صحن باغ نظر نما شاخههاى گل ، طبقهاى رياحين و نسرين و ياسمين به دست برداشتهاند كه هر يك را خواهى برگيرى ؛ اگر عقل دارى چرا ميزبان خود را نمىشناسى ، و اگر هشيارى چرا اصناف اين الطاف را نمىفهمى و شكر ولى نعمت خود را نمىگزارى ؟ اين اطعمه و ميوهها و رياحين و گلها و . . . در باغ و بستان و كوه و هامان ، براى تو مهيّا كرده و تو منكر احسان او و عاصى فرمان اويى و به جاى شكر ، كفران و با نعمت او ، عصيان او به جا مىآورى . « 1 » إِنَّ ذَ لِكَ لَمُحْىِ الْمَوْتَى : به درستى كه آن ذاتى كه قادر است بر زنده كردن زمين بعد از مردن آن و اخراج اشجار و نباتات ، زندهگردانندهء مردگان است ؛ يعنى بر زنده نمودن آنان در روز قيامت قادر است . وَ هُوَ عَلَى كُلّ شَىْءٍ قَدِيرٌ : و خدا بر همهء چيزهاى ممكنه تواناست ؛ زيرا قدرت او نسبت به جميع ممكنات يكسان است و زنده نمودن مردگان از جملهء مقدورات و ممكنات است . ( آيهء 51 ) وَ لَلِنْ أَرْسَلْنَا رِيحًا فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا لَّظَلُّواْ مِنم بَعْدِهِى يَكْفُرُونَ لغت : مصفرّاً يعنى زرد شده ، و ظلّوا به معنى « صاروا » است . و ضمير در فرأوه به « زرع » برمىگردد . تفسير : و اگر بادى سوزان و آفتزا كه باعث هلاك زراعت باشد بفرستيم ، پس كشتزار خود را بعد از سبزى ، زرد شده و نزديك به هلاك ببينند ، حتماً به جاى تنبّه و متوجه خدا شدن ، كفر و كفران پيشه كنند و حال آن كه بايستى در اين حال التجا به حق نمايند و از رحمت الهى نااميد نشوند ؛ بلكه به رحمت واسعهء او اميدوار باشند تا باران رحمت نازل و ثمرات
--> ( 1 ) . به توحيد المفضّل ، ص 159 رجوع شود .